رنگین کمان همیشه پاداش کسانیست که تا اخرین لحظه زیر باران بمانند
شکسته دل تهدیدنکن که تنهاش میزاری به شمع سوخته نگو چقد اشک ریختی من به تنهایی عادت کردم دیگر تنهایی تاثیری نداره وقتی که بی مهری حاکم شهر عشق شد وقتی عاشقا اشک معشوق ودر میارن وقتی واژه صداقت معناشو از دست داد همان وقت من به تنهایی چرا؟ عاشق باشم ، بین عاقلان تک دیووانه ای باشم چرا من صادق واو دروغگو؟ من غمگین او شاد همیشه به فکر عاشق بودن تو ام اما تو به فکر دوری، شکستن وجدایی تو چی خواستی من ندادم قلبم ،آرزوهام ،تموم زندگیم همه این چیزها گرونه یه صاحبی داره که خسته شد داره پس میگیره حتما میخواستی پاهاتو ببوسم وبگم هر چی میگی اره همونه سکوت عجیبی دارد اینجا تنها من مانده ام و خیال بودنت با دلم چه کرده ای!؟ با من چه می کنی !؟ دلم برایت تنگ می شود وقتی بلند بلند می خوانمت ونیستی، تنهایی عجیبی است دیوانه ام می کند گاهی کاش اینجا بودی درست روبروی من سکوت می کردیم و در آن سکوت من جرعه جرعه از شهد نگاهت سیراب می شدم کاش می دانستی دلتنگی با دلم چه ها می کندخاطرات را باید سطل سطل از چاه زندگی بیرون کشید خاطرات نه سر دارند و نه ته بی هوا می آیند تا خفه ات کنند می رسند... گاهی وسط یک فکر گاهی وسط یک خیابان سردت می کنند،داغت می کنند رگ خوابت را بلدند،زمینت می زنند خاطرات تمام نمی شوند...تمامت می کنند از لحظه های تنهایی ،از چشمانم از قلبم از همه کس وهمه چیز دلگیرم اه خدایا سخت است عاشق بمانی ،خدایا گله دارم من از قلب شکسته خودم ،از نگاه های صبورم از چشمانم ،دیگه چرا؟ چون بی اجازه اشک میریزد،گونه هایم راخیس کرده دیگه توان خندیدن ندارم احساس زیباییست عاشقی،خودت راپرپر میبینی گرچه رو زمینی احساس پرواز میکنی واما،که دلت شکست احساس پروازو چوافتادنی سخت حس میکنی گله دارم من از خودم ،اخ که افتادم وقلبم شکست وبعد از سالها تونست زندگی مستقلی برای خودش داشته باشه ولی تکلیف اون دلی که عاشقشه چیست ؟تکلیف خاطرات چیه؟ تکلیف عمراز دست رفته چیه ؟ روزهاوشبها وفرصتها واشکها؟ یکی بیاید وجواب چشم های بارانی بدهد؟ خداحافظ که دیگر اشک نمونده.................... برای یک بار توچشمانم نگاه کن هوس آغوشت کنم ونبینمت هوس دیدارت کنم ونبینمت اونوقت دلتنگ میشم تنها میشم بی تو میشم دلم پرپر میشه پر از غم میشه برای تنهاییم دنبال اویی میگردم که مابشیم محتاج عشقی هستم که نازم بخره گریه هامو بگیره ولبخندتحویلم بده حرف دلم رو از چشمانم بخونه سکوتم رو بشکنه وحرفم رو بزنه نزاره بیخوابی کنم نزاره انتظار دیدارکنم عاشقم باشه برایش دنیایی باشم اگه این وصف تو باشد که میگویی ............ چرا با اه مرا بزرگ کردی با اشک مرا اشنا ساختی با تنهایی دوستم کردی من ودلم بیگانه شدیم هوس فرار ازتو آشیانه ای برایم ساخت ما رفتیم داخل وتو چون غریبه ای پیش درماندی پشیمانی دیگر کاری نمیکند دیگر من رفتم ودلم پر پر شد نمیخوام تلاش کنم، نمیخوام زنده بمونم نمیخوام با عشق تودر حسرت خوشبختی خیال بریزم نمیخوام ببینمتموم دنیا برعلیه من است ببینم بی وفایی، ببینم نفرت مگر مردند انسانهای خوب مگر کسی نیست درک کند این عشق کسی نیست خاموش کند این شمع سوخته در قلبم اه قلبم داره میسوزه، اه که سوختم اها که سوختم با نگاه سردت نزار تنها بمونم ، عاشقم عاشق نوازشهایت نزار دریای وجودم در تلاطمموجهایت خسته شود نزار دریای عشقم ساحلی دیگر در آغوش بگیرد تو بمان نزار موج نگاهت مرا به ساحلی دیگر آشنا سازد اگه فردا مث امروز باشه....... میخوام بسوزم ونسازم بمیرم وزنده نمونم.................. اگه عشقی چون تو باشه ای خدا خواهشن میخوام بی یار بمونم فردا چیزی نمیخواهم من طمع کار نیستم چیزی نمیخواهم جز آرامش دل اگر زیاد خواسته باشم، بزار تنها وبی یار بمیرم گر سر برود،ز سر هوايت نرود،،تاثير طلسم چشمهايت نرود،،فرشي زدل شكسته انداخته ايم،، آهسته بيا شيشه به پايت نرود ..! گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم اگه عشق باران بود من ابر بوده ام عشق چیزیه که تو به تنهایی تونستی قلبم رو شیفته نگاهت کنی میگن خدا وقتی بندهاشو خلق میکنه بد بختیش و حوشبختیش مینویسه خوب چرا قلم کج نرفت وتو سرنوشت من می شدی


ادامه مطلب
گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم
گاه یک نگاه انچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند
گاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم
| Design By: KHanOomi |

